امام علی (ع) می فرمایند؛
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

  • شناسه : 3075
  • 02 می 2021 - 14:01
بخشی از وصیت نامه سردار شهید حمید نژاد
موشن گرافی؛

بخشی از وصیت نامه سردار شهید حمید نژاد

حميد عرب نژاد در عمليات بيت المقدس پيش از آن که نسيم اروند چهره مردانه اش را نوازش دهد و چشمانش باديدن مسجد جامع روشن شود به آرام وقرار خود رسيد .از حميد فرزندي به نام «مليحه »به يادگار مانده است.

به گزارش”بوتیانیوز”حمیدعرب نژاد فرزند حیدر در سال ۱۳۳۳ در روستای حمیدیه از توابع شهرستان زرند متولد و در سال ۱۲/۲/۱۳۶۱در فرسیه در عملیات بیت المقدس به درجه رفیع شهادت نائل گردید.
حمید در کودکی پدر و مادرش را از دست داد اما سایه برادران متدین خود را بالای سر داشت و با تنهایی و مشقت زیاد، تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را به پایان رساند.
در دوران سربازی از نزدیک دیکتاتوری حکومت پهلوی را با پوست و گوشت خود احساس کرد. این آگاهی، راه تازه ای پیش پای حمید گذاشت و آن مبارزه با ظلم و ستم آن روز بود. تلاش حمید در روزهای انقلاب به یاد ماندنی است.
وقتی دیوارهای دیکتاتوری فرو ریخت، حمید لباس سبز پاسداری از انقلاب را به تن کرد و به مقابله با اشرار و ضد انقلاب برخاست.
حوادث کردستان او را به مهاباد کشاند و به همراه مردان دلیری که برای کوتاه کردن دست بیگانه ها به آن خطه آمده بودند، به پیکارمشغول شد و مسئولیت شهر مهاباد را به عهده گرفت. حمید عرب نژاد در عملیات بیت المقدس پیش از آن که نسیم اروند چهره اش را نوازش دهد و چشمانش به دیدن مسجد جامع روشن شود، به آرام و قرار خود رسید.
وصیت نامه شهید
همسر عزیزم سلام
امیدوارم که حالت خوب بوده و در پناه ولی عصر از تمام بلیّات مصون باشی. حال من خوب است و در این محیط مقدس جبهه، به دعا گویی مشغول می باشم و تنها چیزی که نیاز می باشد دعای شما برای رزمندگان است.
زهرا باید مرا ببخشی که بعد از ازدواج همیشه تو را در انتظار گذاشته و نتوانستم همسر خوبی برای تو باشم. خداوند اجر همه ی این ها را خواهد داد. هر چه فکر کردم، دیدم در این موقعیت حساس و سرنوشت ساز نمی توانم ساکت و آرام باشم و فقط در کرمان بمانم، خبر شهادت برادران را بشنوم، بلکه خداوند هم از من نخواهد گذشت.
بعد از پیروزی انقلاب بیشتر در این زمینه ها کار و تجاربی کسب کردم و حالا وقت آن رسیده که این تجربه ها به کار گرفته شود و با توکل به خداوند، ریشه ی ظلم و فساد کنده شود.
این حمله؛ آخرین حمله و سرنوشت ساز است. اگر خدا خواستش این و لطفش شامل حالم باشد و به شهادت رسیدم؛ تو ناراحت نباش و راه را ادامه ده و اسلحه ام را به کسی بسپار که خدا را مدنظر قرار داده و در این راه قدم گذ ارد.  ملیحه را به تو می سپارم و تو را به خدای بزرگ.
سعی خود را در تربیت ملیحه بکن و در پایان پدر و مادر را حسین و فاطمه را سلام برسان. بقیه اعضا  خانواده را نیز دعا و سلام برسان، آشنایان و دوستان را سلام برسان و در  پشت نامه مقدار قرضی که دارم یادآوری می کنم و السلام.

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*