ولایت مداری رزمندگان لشکر ۴۱ ثارالله در قاب خاطرات

شماره خبر: 2033 سرویس خبری : پربازدید ۱۲ اسفند ۱۳۹۷

در دوران دفاع مقدس یکی از عواملی که موجب شد تا رزمندگان به پیروزی برسند رهبری و سخنان امام خمینی(ره) بود؛ به اعتراف فرماندهان دفاع مقدس بسیاری از جوانان که حتی امام خمینی (ره) را از نزدیک ندیده بودند اما به عشق ایشان وارد جنگ با باطل شدند.


به گزارش “ بوتیا نیوز ” در دوران دفاع مقدس یکی از عواملی که موجب شد تا رزمندگان به پیروزی برسند رهبری و سخنان امام خمینی(ره) بود؛ به اعتراف فرماندهان دفاع مقدس بسیاری از جوانان که حتی امام خمینی (ره) را از نزدیک ندیده بودند اما به عشق ایشان وارد جنگ با باطل شدند.

 

دشمن و ستون پنجم آن از آغاز جنگ تحمیلی تلاش داشتند تا با ایجاد شبهات در دل جوانان و رزمندگان اسلام تردید ایجاد کنند ولی این تلاش دشمن به دلیل علم و بصیرت جوانان حاضر در جبهه و تلاش های روحانیت حاضر در سنگر دفاع مقدس ناکام ماند.

 

سید محمد تقی قادری از اساتید برجسته حوزه و دانشگاه است که در حال حاضر در قم زندگی می کند، این استاد دانشگاه در زمان دفاع مقدس دوباربه لشکر ۴۱  ثارالله  اعزام شد، در طول دوران حضور این روحانی گرانقدر در این لشکر خاطرات زیادی از ولایت مداری رزمندگان این لشکر در ذهن او نقش بسته است که برای نمونه خاطره ای از ایشان بدون تغییر، نقل می گردد؛

 

« شب اولی بود که وارد لشکر شدم. به دلیل نزدیک بودن به زمان عملیات چهار هزار نیرو در لشکر حضور داشتند؛ قرار بود من جایگزین برادر روحانی که امام جماعت آنجا بود بشوم.

 

این برادر روحانی پس از سخنرانی به سوالات مطرح شده از سوی برادران رزمنده پاسخ می داد. اکثر پرسش ها درباره مسایل شرعی بود اما یک پرسش درخصوص ولایت بود که در آن پرسش شده بود: اگر جنگ، جنگ اسلام و کفر است چرا امام خمینی و فرزندش، همانند رسول خدا(ص) و امام علی علیه‌السلام درخط مقدم حاضر نمی شوند؟

 

با توجه به شرایط خاص نیروها که آماده عملیات بودند و می بایست تمام تمرکز خود را بر انجام رزم داشته باشند، زمان مطرح شدن این پرسش مناسب نبود.

 

هر رزمنده ای اگر دوگوش داشت چهارگوش قرض کرده بود که جواب این روحانی رابشنود ولی پاسخی داده شد چندان مناسب نبود. سردار سلیمانی که شرایط را دید از من طلبه جوان که کنارش نشسته بودم پرسید شما می توانید به این پرسش پاسخ  بهتری دهید.

 

من در پاسخ به سردار گفتم که اگر شرایط را فراهم کنید که پشت بلندگو قرار بگیرم انشاالله پاسخ می دهم ایشان به مسئول فرهنگی لشگر که بعدا شهید شد گفت:روحانی جدید چند لحظه می خواهد صحبت کند.

 

من در آن زمان دانش امروز را نداشتم ولی با توکل به خداوند پشت میکروفن قرار گرفتم وضمن تجلیل از روحانی پیشین گفتم که پاسخ پرسش مطرح شده را که  حاج آقا بیان کردند نیاز به یک پاسخ تکمیلی دارد و آن اینکه پرسش کننده نشان می دهد تاریخ اسلام را نمی شناسند و گرنه چنین سؤالی را نمی کرد  چرا که در ۱۰ سال حضور پیامبر درمدینه هفتاد و پنج غزوه و سریه واقع شد و پیامبر در برخی از این جنگ ها حضور پیداکردند؛ چون اگر حضور پیدا نمی کردند مردم حضور پیدا نمی کردند و اما مواردی بدون حضور آن حضرت؛ مردم حضور پیدا می کردند و  پیامبر درجنگ حضور پیدا نمی کردند.

 

و در ادامه بیان کردم که درجنگ سپاه اسلام با ایران خلیفه دوم آماده شده بود تا به نهاوند بیاید. امام علیه‌السلام فرمودند: نباید شما بروید چرا که ایرانیان در این صورت باور می کنند که مسلمین با همه عقبه آمدند وبیشتر حریص در جنگ می شوند و هم چنین سوال کننده مشکلش این است فکر می کنند ما مردم کوفه یا مردم مدینه هستیم که اگر امام به اهواز نیایند ما به جنگ نخواهیم آمد.

 

دراین لحظه  یک بسیجی بلند شد و  فریاد زد: تا زمانی که ما هستیم امام نباید از جماران بیرون بیاید مگر ما مرده ایم مگر ما مردم کوفه هستیم؟ در همین حین یک بسیجی دیگر، از گوشه حسینه بلند شد  و گفت : تا خون در رگ ما است  خمینی رهبر ماست.

 

بنابراین لطف و عنایت خداوند متعال موجب شدنه تنها به پرسش، پاسخ داده شد بلکه فضا آن چنان تغییر پیداکرد  که جایی برای شک و تردید در دل کسی باقی نماند، پس از این سردار که می دید بحمدالله مشکل حل شد خواستند ازمن تشکر کنند ولی من گفتم که من سواد کافی برای این موضع را نداشتم و این لطف و عنایت خداوند بود که این اتفاق افتاد. »

 

گفت و گو از : مهدی زاده

انتهای پیام/


    اخبار مرتبط

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *