دانشجوی دانشگاه باهنر که کابوس خواب دشمن بود
- شناسه خبر: 8014
- تاریخ و زمان ارسال: ۸ دی ۱۴۰۲ ساعت ۰۹:۱۴
- بازدید : 187
- نویسنده: بوتیا نیوز

به گزارش سرویس فرهنگی پایگاه خبری بوتیانیوز به نقل از خبرگزاری فارس؛ الناز پروان، دانشجوی مهندسی آب دانشگاه شهید باهنر کرمان، از گذشتهها سخن میگوید، از آن زمان که در مجالس فاطمیه بیت الزهرا(س) حاج قاسم شرکت میکرد و روزی که هم دانشگاهی خود را از نزدیک زیارت کرد.
پروان در گفتوگو با خبرنگار فارس اظهار میکند: در آن روزها با تعدادی از دوستانم که اصلا مذهبی نبودند، به بهانه با هم بودن و صحبت کردن به مجالس فاطمیه بیت الزهرا «س» میرفتیم و فقط حضور دوستانم در فضای معنوی و تنفس در آن حال و هوا برایم کافی بود تا شاید کمی تغییر کنند، چراکه در مجالس بیت الزهرا «س» نژاد، پوشش و جایگاه اجتماعی اصلا مهم نبود و همه فقط مهمان حضرت زهرا سلامالله علیها بودند و حاج قاسم و خانوادهاش نیز همین نگاه را به مردم داشتند.
وقتی از او میپرسم که آیا حاج قاسم را دیدهای، با شور و اشتیاق زیاد میگوید: در یکی از همان روزها که با دوستانم به بیت الزهرا «س» رفته بودیم، ناگهان برای چند دقیقه حاج قاسم به قسمت زنانه مجلس میآید و خدمت میکند و ما فقط محو تماشای او بودیم و تاکنون مردی به این تواضع، مردمی و خاکی بودن ندیده بودیم.
چرا عموقاسم؟
وی ادامه میدهد: نمیدانم حاج قاسم را چگونه تعریف کنم، مردی که لبخند و مهربانی در چهرهاش موج میزد. با اینکه حاج قاسم یک فرد عالیرتبه نظامی بود، اما حد و مرزی بین خود و مردم نداشت و البته که خانواده سردار نیز همین گونه مردمی بودند. حالا میفهمم که چرا خانواده شهدا او را عموقاسم صدا می زدند، شاید به خاطر همین فروتنی بودن او بود. انگار حاج قاسم از جنس خود مردم بود و هیچ وقت نگاه از بالا به پایین به کسی نداشت و مقام و رتبه اصلا برایش مهم نبود.مردی خوش رفتار و خوش برخورد که به مهمانان حضرت زهرا «س» به عنوان یک فرد ارزشمند که در پیشگاه الهی دارای ارج و قرب است، نگاه میکرد.
وی به دیگر ویژگیهای شخصیتی سردار میپردازد و میگوید: حاج قاسم ارتباطات گستردهای داشت و با هرکسی ارتباط برقرار کرده بود و هیچ فرقی در رفاقت بین افراد قائل نبود. هیچ غروری در وجود او نبود.
این دانشجوی دانشگاه شهید باهنر که انگار روح بلند حاج قاسم در عرض چند دقیقه او را شیفته خود کرده بود، میگوید: سردار روح خود را پرورش داده بود و به قول خودش تا کسی شهید زندگی نکند، شهید نمیشود و او به این جمله رسیده بود و شهیدانه زندگی کرده بود و شهید شد و ما نیز میتوانیم روح خود را که هر روز در معرض افکار منفی قرار میگیرد را کنترل کنیم و با عقل خود به جنگ نفس شیطانی که در وجود هر انسانی هست، برویم تا بتوانیم به اخلاق و صفات خدایی نزدیک شویم و چه خوب است که دعای جوشن کبیر را با معنا بخوانیم به این صفات معنوی مثل بخشندگی، مهربانی و برخورد خوش را در خود تقویت کنیم تا لایق شهادت و عاقبت بخیری شویم.
وی ادامه میدهد: ما نیز می توانیم با آراستگی در ظاهر و باطن چون حاج قاسم باشیم و مردم را به اسلام نزدیک کنیم.
الناز پروان با اشاره به به این که حاج قاسم دنیایی نبود، شاید اگر با مرگ طبیعی از دنیا میرفت واقعا حیف بود و حاج قاسم لایق واقعی شهادت بود، اضافه میکند: در آن روزهای تلخ که سردار آسمانی شد، نه تنها مردم کرمان، بلکه ایران و عراق چونان ابر بهار گریه میکردند و کشور ایران بعد از امام خمینی«ره» بار دیگر طعم یتیمی را کشیده بود و در تشییع پیکر سردار و یارانش مردم بار دیگر به خیابانها آمدند و عزادار شده بودند و اشک ماتم میریختند. شاید اگر آن فاجعه شهادت تعدادی از هموطنان مراسم تشییع پیکر حاج قاسم در کرمان اتفاق نمیافتاد هیچ کسی به عمق فاجعه و شلوغی خیابانهای کرمان پی نمیبرد و درست یادم هست که در آن روزها از هر جایگاه و قشری برای بدرقه سردار آمده بودند چون حاج قاسم از مردم بود و هیچ وقت خودش را از مردم جدا نمیدانست.
وی با تاکید بر این که حاج قاسم مرد عمل بود، میگوید: جسم انسان بعد از مرگ متلاشی میشود و فایدهای ندارد و آن چیز که برای انسان باقی خواهد ماند ، اعمال و روح آدم است و حاج قاسم به این جمله رسیده بود و عمل میکرد.
دانشجوی دانشگاه شهید باهنر کرمان میگوید: حاج قاسم الگویی به تمام معنا در زندگی من است، مردی که نهتنها برای حضرتمادر خادمی بیریا بود، که خواب را از چشمان دشمن ربوده بود.
انتهای خبر/ تاجالدینی