در بزنگاههای سرنوشتساز، پیوند اراده راهبردی رهبری، ایثار سردار سلیمانی و تدبیر شهید رئیسی، روایت ماندگار پایداری و پیشرفت ایران اسلامی را رقم زد.
به گزارش پایگاه خبری بوتیانیوز، در تاریخِ ملتها، لحظاتی وجود دارد که سرنوشت، در پیوندِ میانِ «اراده»، «ایثار» و «تدبیر» معنا مییابد. روایتِ ایرانِ امروز، روایتِ پیوندی است که میانِ نگاهِ راهبردیِ رهبری، پیکرهی ایثارگرِ سردار سلیمانی و ارادهی مصلحگرایِ رئیسی شکل گرفته است؛ سه ستونی که هر یک، بخشی از پایداریِ این خاک را بر دوش میکشند.
خورشیدِ محوری و هدایتگرِ کشتی
اگر ایران را کشتیای در میان تلاطمِ امواجِ جهانی بدانیم، رهبری همان قطبنمایی است که مسیر را از میان مه و تاریکی مییابد. ایشان، نه تنها مظهرِ ثبات در بحرانها، بلکه معمارِ اصلیِ «بصیرت» هستند. نگاهِ رهبری، فراتر از مدیریتِ روزمره، نگاهی است به «فردا»؛ نگاهی که از دلِ درسهای خارجِ فقه، استنباطهای استراتژیک برای امنیت ملی را استخراج میکند و از دلِ تلاطمهای سیاسی، راهِ رسیدن به استقلال و عزت را میشناسد. ایشان، نقطه اتکایِ تمامِ این مسیرند؛ همان قدرتی که به ایثارگران وحدت میدهد و به مدیران، هدف.
بازویِ ایثار و معمارِ مقاومت
اگر رهبری، «اراده» است، سردار سلیمانی «تجلیِ عملیِ» این اراده در میدان بود. او مظهرِ آن پیوندِ ناگسستنی میانِ «ایمان» و «تکنولوژی نظامی» بود. سلیمانی، تنها یک فرمانده نبود؛ او پدیده ای بود که مرزهای جغرافیایی را جابهجا کرد و «مقاومت» را از یک مفهوم تئوریک به یک واقعیتِ بازدارنده تبدیل نمود. او همان نگاهِ میدانی و حضورِ بیوقفهای را داشت که رهبری همواره بر آن تأکید میکرد. سردارسلیمانی، نمادِ آن مردی است که در اوجِ قدرت، همواره در صفِ اولِ ایثار ایستاد تا امنیتِ مرزها و آرامشِ مردم را تضمین کند. او پلی بود میانِ «آرمانهای رهبری» و «واقعیتهای میدان».
مصلحِ میدان و بازویِ تدبیر
در حالی که سلیمانی در میدانِ جنگ و رهبری در میدانِ استراتژی حضور داشتند، ابراهیم رئیسی در میدانِ «خدمت و مدیریت» نقشِ کلیدی ایفا کرد. او تلاش کرد تا همان روحیهٔ ایثارگریِ سلیمانی و همان نگاهِ راهبردیِ رهبری را به بدنهٔ اجرایی کشور منتقل کند. رئیسی، نمادِ «مردِ میدان» در سیاست داخلی بود؛ کسی که معتقد بود عدالت اجتماعی و توسعهٔ اقتصادی، ابزارِ اصلیِ حفظِ نظام است. او سعی کرد شکافهای میانِ «دولت» و «مردم» را با زبانِ عمل و نگاهی مصلحگرایانه ترمیم کند تا تداومِ مسیرِ انقلاب، نه تنها در جبهههای دفاعی، بلکه در خانهها و سفرههای مردم نیز احساس شود.
پیوندِ جاودانه در مسیرِ آینده
این سه شخصیت، سه جلوه از یک حقیقتِ واحد هستند: «استقامت در برابرِ تغییراتِ بیرحمانهٔ جهان».
جداییِ فیزیکی این بزرگان از این جهان، تنها برای معنا بخشیدن به جایگاه آنهاست؛ چرا که اکنون، میراثِ آنها در گروِ تداومِ این سه رکن است: بصیرتِ رهبری، ایثارِ سلیمانی و تدبیرِ رئیسی. این سه، اکنون در تار و پودِ ملت، به یک «هویتِ مقاومت» تبدیل شدهاند که هر مانعی را در مسیرِ پیشرفت، پشت سر خواهد گذاشت.
انتهای خبر/ تاج الدینی

