به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «بوتیانیوز» اشک، زبان مشترک جمعیت بود. بسیاری بیاختیار میگریستند؛ اشکهایی که نه از سر هیجان لحظه، بلکه از عمق سالها دلدادگی و پیوندی عاطفی بر گونهها جاری میشد. صدای صلوات و نوحه، در میان هقهق گریهها طنینانداز بود و هر از گاهی شعارهای حماسی، فضای مراسم را لبریز از شور و همبستگی میکرد.

چهرهها روایتگر اندوهی بزرگ بودند. مادری که قاب عکسی را در آغوش گرفته بود، پیرمردی که با دستان لرزان اشک از چشمانش پاک میکرد، نوجوانی که بیصدا در میان جمعیت قدم برمیداشت و زائری که دست بر سینه، تنها نظارهگر عبور پیکر بود؛ هر کدام داستانی از ارادت و دلبستگی را روایت میکردند.

در مسیر تشییع، بسیاری شاخههای گل در دست داشتند و برخی قرآن و پرچمهای مذهبی را بر فراز سر خود گرفته بودند. زمزمه دعا و صلوات، لحظهای قطع نمیشد و گویی تمام شهر، در سوگی مشترک نفس میکشید.
هرچه مراسم به حرم نزدیکتر میشد، سیل جمعیت نیز فشردهتر میشد. مردم، با وجود ساعتها انتظار، خستگی را فراموش کرده بودند. تنها آرزویشان این بود که آخرین وداع را با رهبر خود به جا آورند؛ وداعی که در آن اشک، سکوت، دعا و عشق درهم آمیخته بود.

این مراسم، تنها یک تشییع نبود؛ صحنهای از همدلی، وفاداری و حضور گسترده مردمی بود که از نقاط مختلف کشور خود را به مشهد رسانده بودند تا در این بدرقه تاریخی شریک باشند. بر اساس اعلام رسمی، آیین تشییع از خیابان امام رضا(ع) به سمت حرم مطهر برگزار شد و مسیرهای منتهی به حرم مملو از عزاداران بود.
مشهد، امروز، نه فقط میزبان یک آیین، بلکه روایتگر اشکهایی بود که بر گونهها جاری شد، دستهایی که به دعا بلند ماند و دلهایی که در میان خروش جمعیت، یکصدا از وفاداری و دلدادگی سخن میگفتند.

انتهای خبر/ تاج الدینی

