مدرس سواد رسانه با تأکید بر اینکه نمیتوان رسانههای اجتماعی را بهتنهایی عامل رفتارهای پرخطر نوجوانان دانست، گفت: نوع محتوا، فشار همسالان، نیاز به تأیید اجتماعی، ویژگیهای فردی، شرایط خانوادگی و نحوه طراحی پلتفرمها میتوانند در کنار یکدیگر بر رفتار نوجوان اثرگذار باشند و از این رو، آموزش سواد رسانهای باید از محدود کردن استفاده از رسانه فراتر رفته و به توانمندسازی نوجوان برای تحلیل و انتخاب آگاهانه منجر شود.
وی افزود: آنچه اهمیت دارد نوع استفاده، محتوایی که نوجوان میبیند، افرادی که با آنها تعامل دارد و شرایط روانی و اجتماعی اوست. در واقع، رسانه تنها یکی از عوامل مؤثر در شکلگیری رفتار است و باید آن را در کنار عوامل خانوادگی، اجتماعی و فردی بررسی کرد.
تاجالدینی ادامه داد: نوجوانی دورهای است که فرد در حال ساختن هویت و پیدا کردن جایگاه خود در میان همسالان است. در این دوره استقلالطلبی افزایش پیدا میکند و نظر دوستان و گروه همسالان اهمیت بیشتری پیدا میکند. حال اگر همین فرایند را وارد شبکههای اجتماعی کنیم، نوجوان دائماً با بازخوردهایی درباره میزان دیدهشدن، محبوبیت و تأیید اجتماعی مواجه میشود.
این مدرس سواد رسانه تصریح کرد: یک لایک یا کامنت برای نوجوان ممکن است فقط یک علامت ساده روی صفحه نباشد و معنای اجتماعی پیدا کند. نوجوان ممکن است این بازخورد را با پرسشهایی مانند «آیا من را قبول دارند؟»، «چقدر دیده میشوم؟» یا «آیا از دیگران عقب افتادهام؟» مرتبط کند.
وی با اشاره به نقش گروه همسالان گفت: نوجوانان در این دوره نسبت به رفتار و نظر دوستان خود حساستر هستند و فضای مجازی میتواند این تأثیر را گستردهتر و سریعتر کند. اگر نوجوان دائماً محتوایی را مشاهده کند که در آن یک رفتار خاص عادی، جذاب یا نشانه محبوبیت معرفی میشود، ممکن است تصور کند آن رفتار در میان همسالان بسیار رایج است؛ در حالی که آنچه در فضای مجازی دیده میشود لزوماً بازتاب کاملی از واقعیت جامعه نیست.
تاجالدینی با بیان اینکه «آنچه زیاد دیده میشود، الزاماً آن چیزی نیست که در دنیای واقعی زیاد اتفاق میافتد»، افزود: الگوریتمهای پلتفرمها معمولاً براساس رفتار قبلی کاربر محتوا پیشنهاد میکنند و همین مسئله میتواند باعث شود فرد با مجموعهای از محتواهای مشابه بیشتر مواجه شود. در نتیجه ممکن است نوجوان تصور کند یک نگرش، رفتار یا سبک زندگی بسیار فراگیر است، در حالی که در واقع در یک محیط محتوایی خاص قرار گرفته است.
وی درباره نقش الگوریتمها اظهار کرد: نباید الگوریتمها را بهعنوان یک عامل مستقل و مرموز در نظر گرفت، اما طراحی پلتفرمها اهمیت دارد. بسیاری از پلتفرمها تلاش میکنند محتوایی را نمایش دهند که احتمال تعامل کاربر با آن بیشتر باشد و محتوای هیجانی، بحثبرانگیز یا جذاب نیز معمولاً ظرفیت بیشتری برای جلب توجه دارد.
این مدرس سواد رسانه ادامه داد: وقتی نوجوان به یک نوع محتوا بیشتر واکنش نشان میدهد، احتمال مواجهه دوباره با محتوای مشابه نیز افزایش پیدا میکند. بنابراین نوجوان باید بداند صفحهای که مشاهده میکند، آینه کامل جهان واقعی نیست و محتوایی که به او نمایش داده میشود، تحت تأثیر رفتار خودش و سازوکارهای پلتفرم قرار دارد.
تاجالدینی تأکید کرد: در بررسی ارتباط میان رسانههای اجتماعی و رفتارهای پرخطر نیز باید از قطعیتهای علمی پرهیز کنیم. مطالعات مختلف ارتباطهایی میان استفاده از رسانههای اجتماعی و برخی رفتارهای پرخطر در نوجوانان گزارش کردهاند، اما این موضوع به معنای آن نیست که رسانه بهتنهایی و بهصورت مستقیم باعث ایجاد چنین رفتارهایی میشود.
وی افزود: بهتر است به جای اینکه بگوییم «رسانه باعث رفتار پرخطر میشود»، بگوییم رسانه میتواند در کنار عوامل دیگر، شرایطی ایجاد کند که احتمال برخی رفتارها را افزایش یا کاهش دهد. این تفاوت در بیان، از نظر علمی بسیار مهم است.
تاجالدینی ادامه داد: آموزش سواد رسانهای زمانی مؤثرتر است که نوجوان خودش به تحلیل محتوا برسد. پرسشهایی مانند «چرا این محتوا برای من جذاب شده؟»، «چرا این ویدئو به من پیشنهاد شده؟» و «آیا چیزی که در این صفحه میبینم واقعاً تمام واقعیت زندگی آن فرد است؟» میتواند زمینه تفکر انتقادی را در نوجوان تقویت کند.
وی با اشاره به یکی از خطاهای رایج والدین اظهار کرد: اینکه تصور کنیم با گرفتن تلفن همراه از نوجوان مسئله بهطور کامل حل میشود، نگاه جامعی نیست. نوجوان در نهایت باید یاد بگیرد در دنیای دیجیتال زندگی کند و نمیتوان برای همیشه او را از رسانه جدا کرد.
تاجالدینی افزود: هدف از سواد رسانهای این نیست که نوجوان از فضای مجازی بترسد، بلکه باید بتواند آن را بشناسد، محتوای آن را تحلیل کند و در برابر فشار همسالان و پیامهای هیجانی، تصمیم آگاهانه بگیرد.
وی در پایان خاطرنشان کرد: به نظر من باید از «مدیریت زمان استفاده» به سمت «مدیریت تجربه رسانهای» حرکت کنیم. زمان استفاده اهمیت دارد، اما تنها معیار نیست. باید ببینیم نوجوان چه محتوایی مصرف میکند، با چه کسانی ارتباط دارد، چه احساسی پس از مصرف محتوا پیدا میکند و آیا توانایی تصمیمگیری مستقل دارد یا خیر.
این مدرس سواد رسانه تأکید کرد: هدف ما نباید تربیت نوجوانی باشد که از رسانه میترسد یا از آن فرار میکند؛ بلکه باید نوجوانی تربیت کنیم که رسانه را بشناسد، تحت تأثیر هر پیامی قرار نگیرد، تفاوت واقعیت و تصویرسازی رسانهای را تشخیص دهد و بتواند آگاهانه انتخاب کند.

