به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری «بوتیانیوز»؛ اینجا واژهها برای توصیف آنچه میگذرد، کوچکاند. در کربلا، زمان معنای متفاوتی دارد. گویی ساعتها در تلاقیِ نگاهِ زائر با گنبد طلایی اباعبدالله(ع) از حرکت میایستند. در هر گوشهای از بینالحرمین، قصه عجیبی در حال رقم خوردن است؛ قصهای که در آن «دل» حرف اول و آخر را میزند.
برای درک حال و هوای این روزهای کربلا، به میان زائران رفتیم تا از زبان خودشان بشنویم که چه حسی دارند:
انگار بار سنگینی از روی دوشم برداشته شد
اللهقلی تاج الدینی، زائر میانسالی که گوشهای از صحن نشسته و اشکهایش را پاک میکند، گفت: نمیدانم چطور بگویم؛ انگار سالها کوهی از غبار بر دلم نشسته بود. وقتی اولین بار گنبد را دیدم، آن بار سنگین فرو ریخت. اینجا خبری از دغدغههای اداری، مشکلات اقتصادی و خستگیهای روزمره نیست، اینجا فقط من هستم و صاحب این خانه.
وی ادامه میدهد: «اینجا حس میکنی که تنها نیستی؛ حس میکنی کسی تو را دقیقاً همینطور که هستی، با همه گناهان و کاستیهایت، پذیرفته است.»

کربلا، مدرسه بازگشت به خویشتن است
وحید شعبانی با صدایی لرزان میگوید: «پیش از آمدن، فکر میکردم دارم به یک سفر زیارتی میآیم، اما حالا میفهمم دارم به یک «مدرسه» میآیم. کربلا آدم را در خودش غرق میکند و دوباره میسازد.
وی ادامه داد: اینجا وقتی به چشمهای خیسِ بقیه زائران نگاه میکنی، میفهمی که همه ما در یک درد مشترک شریکیم و به یک نقطه مشترک امید بستهایم. کربلا یعنی تمرینِ بندگی در بالاترین سطح.

اینجا حتی سکوت هم حرف میزند
در گوشهای دیگر، جوانی به نام حسام که به نظر میرسد از زائران پیادهروی اربعین است، میگوید: زیباترین بخش کربلا، سکوتِ زائران در مقابل ضریح است. اینجا هیچکس بلند صحبت نمیکند، انگار همه میترسند این لحظاتِ نابِ خلوت را با صدایی برهم بزنند. من هر وقت به این فکر میکنم که اربابم حسین(ع) برای عزتِ دینش چه کرد، نگاهم به این حرم میافتد و عهدی دوباره با خودم میبندم که در زندگیام، صادقتر و مفیدتر باشم.

جریانِ مداومِ زندگی و معنویت
در کربلا، ایمان در لایههای پنهانِ خدمترسانی هم جاری است. از خادمانی که با لبخندِ خستگیناپذیر، کفشداری میکنند تا آن زائرانی که در اوج گرما و ازدحام، به دنبال گرهگشایی از کار دیگراناند؛ این «اخلاقِ حسینی» همان چیزی است که زائر را پس از بازگشت، به انسانی متفاوت تبدیل میکند.
کربلا فراتر از یک مکان جغرافیایی است؛ کربلا یک «مبدأ» است. اینجا نقطه شروعی برای بازگشت به ارزشهای انسانی و دینی است. هر زائری که از کربلا برمیگردد، بخشی از جانش را در این خاک جا میگذارد و در عوض، نوری به همراه میبرد که میتواند تا مدتها مسیر زندگیاش را روشن نگه دارد.
انتهای خبر/ تاج الدینی

