روایت رهبر، حاج‌قاسم و شهری که دوباره ایستاد – بوتیا

روایت رهبر، حاج‌قاسم و شهری که دوباره ایستاد

بعضی قاب‌ها، سال‌ها در حافظه تاریخ خاموش می‌مانند تا روزی دوباره معنا شوند. قابی که در آن، شهری از زیر آوار سر برمی‌آورد، سربازی بی‌قرار در میان مجروحان می‌دود و رهبری، بی‌هیاهو، خود را به دل اندوه مردم می‌رساند. امروز که میلیون‌ها عاشق، پیکر مطهر رهبر شهید را بر شانه‌های خود بدرقه می‌کنند، آن قاب دوباره پیش چشم این ملت جان گرفته است؛ روایت رهبر، حاج‌قاسم و شهری که دوباره ایستاد.

 

 

به گزارش پایگاه خبرگزاری بوتیانیوز، گاهی سرنوشت یک ملت، در قاب‌هایی رقم می‌خورد که سال‌ها بعد، معنای واقعی خود را آشکار می‌کنند. آنچه روزی تنها تصویری از حضور حاج‌قاسم در کنار مردم و رهبر انقلاب در میان داغ‌دیدگان بود، امروز در پرتو بدرقه باشکوه رهبر شهید، معنایی تازه یافته است.این روزها که میلیون‌ها نفر منزل به منزل، پیکر مطهر رهبر شهید را بدرقه می‌کنند، حافظه این سرزمین نیز بی‌اختیار به زمستانی بازمی‌گردد که شهری در دل کویر، در چند ثانیه به تلی از آوار بدل شد؛ اما در همان روزهای تلخ، امید با گام‌های مردانی به شهر بازگشت که درد مردم را از دور تماشا نکردند، بلکه در میان آنان ایستادند. روایت پیش رو، قصه همان روزهاست؛ روایت رهبر، حاج‌قاسم و شهری که دوباره ایستاد.

سحرگاهی که بم را به سکوت برد

بامداد جمعه، پنجم دی‌ماه ۱۳۸۲، زمین لرزید و بم فرو ریخت؛ شهری که تنها در چند ثانیه، از تپش زندگی به سکوتی سنگین فرو رفت. ساعت ۵:۲۶ دقیقه بود که زمین با قدرت ۶.۶ ریشتر لرزید و یکی از تلخ‌ترین فجایع تاریخ معاصر ایران را رقم زد. خانه‌ها، مدرسه‌ها، بیمارستان‌ها و کوچه‌هایی که تا دقایقی پیش مأمن زندگی بودند، زیر خروارها آوار مدفون شدند. بیش از ۳۴ هزار نفر جان باختند، ده‌ها هزار نفر مجروح و بی‌خانمان شدند و زمستان سرد کویر، اندوه مردمی را دوچندان کرد که در جست‌وجوی عزیزانشان، میان ویرانه‌ها سرگردان بودند. اما آنچه پس از آن در بم رقم خورد، دیگر فقط روایت یک زلزله نبود؛ روایت ایستادن بود، صحنه حضور مردانی شد که درد مردم را از پشت میزها مدیریت نکردند؛ به میان آوار آمدند، اشک ریختند، امید دادند و تا بازگشت زندگی، شهر را تنها نگذاشتند. در میان آن روزهای تلخ، دو تصویر بیش از همه در حافظه مردم ماند؛ حضور بی‌وقفه شهید حاج قاسم سلیمانی در نخستین ساعات حادثه و سفرهای سرزده رهبر شهید انقلاب برای ایستادن در کنار مردمی که داغشان، داغ همه ایران بود.

فرمانده‌ای که از میدان نبرد، به میدان آوار آمد

در همان ساعات نخست، شهید حاج‌قاسم سلیمانی، که تازه از مأموریتی خارج از کشور بازگشته بود، بی‌درنگ راهی بم شد. در کنار شهید احمد کاظمی، فرمانده نیروی هوایی سپاه، عملیات امدادرسانی هوایی را در شرایطی آغاز کرد که فرودگاه بم نیز از زلزله آسیب دیده و بسیاری از زیرساخت‌ها از کار افتاده بود. فرودگاهی که عملاً از کار افتاده بود، با مدیریت میدانی آنان به قلب تپنده امدادرسانی کشور تبدیل شد. انتقال مجروحان، ساماندهی پروازها، هماهنگی نیروهای امدادی و استفاده از همه ظرفیت‌های موجود، باعث شد هزاران مصدوم در کوتاه‌ترین زمان ممکن به مراکز درمانی منتقل شوند.روایت همرزمان حاج‌قاسم نیز نشان می‌دهد او تنها فرمانده عملیات نبود؛ بارها خود، مجروحان را بر دوش گرفت، آنان را تا داخل هواپیما همراهی کرد و روزها و شب‌ها در کنار مردم ماند.

رهبری که دلش در بم جا ماند

سه روز پس از زلزله، رهبر شهید انقلاب در سفری سرزده، خود را به بم رساندند. ساعت‌ها در میان آوارها قدم زدند، با مردم داغدار هم‌کلام شدند و از نزدیک روند امدادرسانی را بررسی کردند. در میان همان ویرانه‌ها، از اندوهی سخن گفتند که تنها اندوه مردم بم نبود، بلکه داغی بر دل همه ملت ایران بود و بر ضرورت بسیج همه امکانات برای یاری آسیب‌دیدگان تأکید کردند. اما این پایان حضور نبود. بیست‌ویک روز بعد، رهبر انقلاب بار دیگر، بی‌آنکه از پیش اعلام شود، راهی بم شدند. این بار برای آنکه ببینند پس از آن همه دستور و پیگیری، حال مردم چگونه است و بازسازی شهر به کجا رسیده است. «خودشان علت این بازگشت را در جمله‌ای کوتاه خلاصه کردند: «دلم آرام نگرفت؛ زیرا مصیبت مردم بم، مصیبت همه ماست.» این جمله، بعدها به یکی از ماندگارترین روایت‌های آن روزهای تلخ تبدیل شد.»در هر دو سفر، رهبر انقلاب در کنار مردمی ایستادند که هنوز از زیر بار اندوه کمر راست نکرده بودند؛ همان مردمی که از نخستین ساعات حادثه، حاج‌قاسم را در میان خود دیده بودند. یکی، از نخستین لحظات فاجعه در کنارشان بود و دیگری، تا آرام گرفتن دل مردم، دوباره پیش آنان بازگشت.

حرف آخر …

بم، فقط شهری نبود که دوباره ساخته شد؛ شهری بود که دوباره برخاست. در حافظه مردم این دیار، روایت زلزله تنها با آوار و ویرانی گره نخورده است؛ با نام مردانی نیز پیوند خورده که در سخت‌ترین روزها، مردم را تنها نگذاشتند. امروز که میلیون‌ها عاشق، پیکر مطهر رهبر شهید را بر شانه‌های خود بدرقه می‌کنند، خاطره آن روزهای بم دوباره جان گرفته است؛ روزهایی که رهبر و حاج‌قاسم، هر یک به شیوه خود، مرهم زخم شهری شدند که همه ایران برایش اشک ریخت.آن قاب، امروز دیگر تنها یک خاطره نیست؛ سندی است از وفاداری. روایتی از رهبری که دوبار بی‌خبر به بم آمد، سربازی که از نخستین ساعت حادثه در کنار مردم ایستاد و شهری که از دل ویرانی، دوباره برخاست.
منبع: فارس

انتهای خبر / تاج الدینی

طراحان خلاقی و فرهنگ پیشرو در زبان فارسی ایجاد کرد. در این صورت می توان امید داشت که تمام و دشواری موجود در ارائه راهکارها و شرایط سخت تایپ به پایان رسد.
مقالات مرتبط

تدارک ۱۸ نقطه اسکان برای زائران کرمانی تشییع امام شهید در مشهد مقدس

سخنگوی ستاد بدرقه آقای شهید ایران در استان کرمان گفت: پذیرش زائران…

۱۷ تیر ۱۴۰۵

اتحاد همه‌جانبه در رفسنجان برای مقابله با تصمیمات غیرقانونی فدراسیون فوتبال

به دنبال مطالبات گسترده و مشروع هواداران فوتبال شهرستان رفسنجان و پیگیری‌های…

۱۷ تیر ۱۴۰۵

تمرکز بر ظرفیت‌های میراثی و رویدادهای جهانی؛ نسخه استاندار کرمان برای توسعه بم

استاندار کرمان همزمان با بیست‌ودومین سالگرد ثبت جهانی ارگ بم، فهرستی از…

۱۷ تیر ۱۴۰۵

دیدگاهتان را بنویسید