به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «بوتیانیوز» از نخستین ساعات بامداد، مشهد دیگر حالوهوای همیشگی نداشت. شهری که سالها زادگاه رهبر شهید انقلاب بود، اینبار در اندوهی عمیق، میزبان آخرین وداع فرزند خود شد. خیابانهای منتهی به حرم مطهر رضوی از ساعتها پیش مملو از جمعیتی بود که از اقصی نقاط ایران و حتی کشورهای دیگر، خود را به مشهد رسانده بودند تا در مراسم تشییع پیکر مطهر آیتالله سید علی خامنهای، رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضور یابند. مسیر اصلی تشییع از بلوار فرودگاه تا حرم مطهر رضوی پیشبینی شده بود و در ساعات اولیه، تمامی مسیرهای منتهی به مراسم از جمعیت انباشته شد.
هنوز آفتاب بهطور کامل طلوع نکرده بود که صدای صلوات، تلاوت قرآن و نوحهسرایی، فضای شهر را فرا گرفت. پرچمهای سیاه بر فراز دستان عزاداران به اهتزاز درآمده بود و اشک، زبان مشترک میلیونها انسانی بود که آمده بودند تا آخرین سلام خود را به رهبرشان برسانند.
مشهد، در آن روز، دیگر تنها یک شهر نبود؛ قلب تپنده ملتی بود که در سوگ نشسته بود. هر خیابان، هر میدان و هر کوچه، سرشار از مردمی بود که آرام و منظم، اما با چشمانی اشکبار، در انتظار عبور پیکر مطهر ایستاده بودند. گویی زمان برای ساعاتی از حرکت ایستاده بود و همه نگاهها تنها به یک مسیر دوخته شده بود.
در میان جمعیت، چهرههایی از همه نسلها دیده میشد؛ کودکانی که بر شانه پدران خود نشسته بودند، نوجوانانی که پرچم ایران را در دست گرفته بودند، مادرانی که زیر لب زیارت عاشورا زمزمه میکردند، پدرانی که اشکهای خود را پنهان نمیکردند و سالمندانی که با وجود کهولت سن، عصازنان خود را به مراسم رسانده بودند.
هر گوشه از مسیر تشییع، روایتی از عشق و وفاداری بود. مادری قاب عکسی از رهبر شهید را بر سینه میفشرد و اشک میریخت. پیرمردی که سالها تصویر رهبر را در قاب خانهاش نگه داشته بود، امروز با دستان لرزان برای آخرین بار سلام میداد. جوانی که از صدها کیلومتر دورتر آمده بود، تنها یک جمله بر زبان داشت: «آمدهام تا بگویم تنهایت نمیگذاریم.»
با ورود پیکر مطهر، موجی از صلوات، تکبیر و گریه، فضای مراسم را فرا گرفت. اشکها دیگر پنهان نمیشد. بغضهایی که ماهها در سینه مانده بود، در آن لحظه شکست. صدای هقهق گریه زنان و مردان در میان نوای قرآن و مرثیه، تصویری ماندگار از یک وداع تاریخی را رقم زد.
هرچه پیکر مطهر به حرم امام رضا(ع) نزدیکتر میشد، ازدحام جمعیت نیز بیشتر میشد. مردم با شاخههای گل، قرآنهای کوچک، پرچمهای عزاداری و تصاویر رهبر شهید، آخرین بدرقه را به جا میآوردند. بسیاری دستهای خود را به سوی آسمان بلند کرده بودند و با زمزمه دعا، از خداوند علو درجات برای رهبر شهید و عزت و اقتدار ایران اسلامی را مسئلت میکردند.
در طول مسیر، موکبهای مردمی و خادمان افتخاری با توزیع آب، شربت، غذا و ارائه خدمات درمانی، از عزاداران پذیرایی میکردند. اما آنچه بیش از هر چیز به چشم میآمد، همدلی مردم بود؛ مردمی که ساعتها در گرمای تابستان ایستاده بودند، اما خستگی را احساس نمیکردند، زیرا باور داشتند در حال ثبت یکی از مهمترین صفحات تاریخ معاصر ایران هستند.
با نزدیک شدن مراسم به حرم مطهر رضوی، فضای معنوی به اوج خود رسید. گنبد طلایی امام رضا(ع) در میان انبوه پرچمهای سیاه، شاهد اشک میلیونها دلداده بود. صدای صلوات لحظهای قطع نمیشد و زمزمه «السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)» در سراسر حرم طنینانداز بود.
حضور گسترده مردم از اقوام، مذاهب و استانهای مختلف کشور، جلوهای از وحدت ملی را به نمایش گذاشت. از خوزستان تا آذربایجان، از سیستان و بلوچستان تا گیلان، همه آمده بودند تا نشان دهند پیوند میان مردم و رهبر شهید، پیوندی عمیق، تاریخی و برخاسته از باورهای دینی و انقلابی است.
غروب آن روز، اگرچه مراسم تشییع به پایان رسید، اما اندوه در چهره مردم همچنان موج میزد. بسیاری پس از پایان مراسم نیز حرم را ترک نکردند؛ برخی قرآن تلاوت میکردند، برخی بر مزار تازه رهبر شهید دعا میخواندند و برخی تنها در سکوت، به گنبد طلایی چشم دوخته بودند.
مشهد در امروز، تنها میزبان یک مراسم تشییع نبود؛ شاهد حماسهای از حضور، وفاداری و دلدادگی بود. روزی که اشک، صلوات، دعا و خروش جمعیت، در کنار یکدیگر، تصویری ماندگار از وداع ملت ایران با رهبر شهید انقلاب اسلامی را در حافظه تاریخ ثبت کرد.
انتهای خبر/ تاج الدینی

